تبلیغات
یک فنجان چای - او را دوست می دارم
Menu


یک فنجان چای

یک فنجان چای، دلنشین و دلچسب است و با آن می توان خستگی ها را بیرون کرد

یکی را دوست می دارم،

ولی افسوس، او هرگز نمی داند.

نگاهش می کنم شاید بخواند از نگاه من که

                            او را دوست می دارم،

ولی افسوس،

او هرگز نگاهم را نمی خواند.

به برگ گل نوشتم من که

                            او را دوست می دارم،

ولی افسوس،

او برگ گل را به زلف کودکی آویخت تا او را بخنداند.

به مهتاب گفتم ای مهتاب،

سر راهت به کوی او سلام من رسان و گو که

                            او را دوست می دارم،

ولی افسوس،

یکی ابر سیه آمد ز ره روی ماه تابان را بپوشانید.

صبا را دیدم  و گفتم،صبا دستم به دامانت،

بگو از من به دلدارم که

                            او را دوست می دارم،

ولی افسوس،

ز ابر تیره برقی جست و قاصد را میان ره بسوزانید.

کنون وامانده از هرجا دگر با خود کنم نجوا،

یکی را دوست می دارم،

ولی افسوس،

                       او هرگز نمی داند!!!

 


نوشته شده در دوشنبه 5 اسفند 1387 ساعت 01:07 ب.ظ توسط پ. ا نظرات |

آخرین مطالب
"توجه توجه توجه"
"زندگی بهتر"
"وقتی کسی را دوست دارید"
"روش هایی برای زیباتر شدن4"
"روش هایی برای زیباتر شدن3"
"روش هایی برای زیباتر شدن2"
"روش هایی برای زیباتر شدن1"
"عکس های خنده دار"
"جمله 4"
"جمله 3"
"جمله 2"
"جمله 1"
"فوائد خیار"
"از محسنات چربی خون بالا"
سپندارمزگان
"مادرمان را دوست داریم؟‏"
"كلماتی كه دوست ندارید در اتاق عمل بشنوید"
"سنگفرشی ویژه نابینایان!"
"زندگی هم سلف سرویس است!"
"شاگرد زیرك و استاد!"